عطا ملك جوينى
352
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
والى آنجا اليسع بن مدرار « 1 » گرفتار بودند و فقط پس از فتح سجلماسه در هفتم ذى الحجّه سنهء دويست و نود و شش « 2 » بود كه ابو عبد اللّه مذكور توانست مهدى و پسرش را به تفصيلى كه در كتب تواريخ مسطور است از حبس خلاصى داده زمام امر و نهى آن مملكت فسيح الأرجاء عريض الأكناف را كه تا آن لحظه در قبضهء اقتدار خود او بود بطيب نفس و طوع خاطر تسليم وى نمايد « 3 » و خود در پيش او مانند يكى از بندگان بر پاى ايستد ، بارى مؤلّف جميع اين حوادث و وقايع مشهور را بخطّ مستقيم واژگونه كرده گويد كه ابو عبد اللّه شيعى در سجلماسه بود و مهدى با پسرش به آنجا ورود نمودند و ابو عبد اللّه باستقبال ايشان بيرون آمد الخ ، ( 32 ) ص 157 س 4 به آخر ، تاريخ سنهء سيصد و سه كه در حواشى ذيل صفحات در خصوص شروع در بناء مهديّه ذكر كرديم مطابق اقوال جمهور مورّخين است « 4 » ولى ابو عبيد بكرى در كتاب المغرب فى ذكر افريقيه و بلاد المغرب « 5 » تاريخ بناء شهر مزبور را در سنهء سيصد ضبط كرده و
--> ( 1 ) ابن الأثير ج 8 ص 15 ، 18 ، 19 ، و اتّعاظ الحنفاء ص 36 ، ( 2 ) ابن عذارى ج 1 ص 151 ، ( 3 ) و عجب آنست كه ابو عبد اللّه شيعى قبل از آن لحظه مهدى را هيچ نديده بوده و شخصا او را هيچ نمىشناخته و فقط غايبانه و از راه كمال عقيده و تديّن و اخلاص بنام او دعوت مىكرده و شمشير ميزده ، ابن عذارى در البيان المغرب ج 1 ص 122 گويد : « و لم يكن رآه [ اى لم يكن ابو عبد اللّه الشّيعى رأى المهدىّ ] قطّ انّما كان يسمع اخباره من شيوخ الشّيعة و كان يعتقد ذلك اعتقادا صحيحا لامرية فيه الى ان صفا له امر البربر فنازل الحواضر و هزم ملك افريقية و انتزعها من يده » ، ( 4 ) رجوع شود بابن الأثير در حوادث سنهء 303 ، و معجم البلدان در عنوان « المهديّة » ، و ابن خلّكان در شرح حال مهدى « عبيد اللّه » ج 1 ص 294 ، و تقويم البلدان ابو الفدا ص 145 ، و خطط مقريزى ج 2 ص 162 ، و اتّعاظ الحنفاء همو ص 42 ، ( 5 ) طبع الجزائر سنهء 1911 م ص 30 ،